اعتراف علما اهل سنت بر صحت جمله(الهم وال من والاه)

   استاد قزوینی :

 در رابطه با حدیث غدیر شبهه کرده بودند که سند ندارد و صحیح نیست،ما گفتیم که از 63 نفر از بزرگان و استوانه های علمی اهل سنت هم صحت حدیث غدیر و هم تواتر غدیر را اعتراف کردند ، و گفته اند که کلمه مولا به این معنا است گفتیم مولا در لغت در قرآن در روایات به معنای اولویت است.

و قضیه شکایت سپاه یمن را ما 2-3 جلسه مفصل مطرح کردیم اگر این اقایان مرد هستند بیایند این عبارت ها را نقد کنند که یک بحث علمی با اینها داشته باشیم که به قول فرمایش حضرت عالی :

هیهات

آقایان می‌گویند که امیرالمؤمنین در مکه نبوده و در یمن بود بعد می‌آیند می‌گویند :

اللهم وال من والاه

دروغ است و پیامبر همچین جمله ای نگفته است و ساخته پرداخته شیعه ها است.

شما ببینید ابن تیمیه می‌گوید :

لکن حدیث الموالاة قد رواه الترمذی وأحمد والترمذی فی مسنده عن النبی صلى الله علیه وسلم انه قال من کنت مولاه فعلى مولاه وأما الزیادة وهی قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الخ فلا ریب انه کذب.

اصلا شکی نداریم که این دروغ است.

منهاج السنة النبویة ـ ج 7 ، ص 319

بر پدر دروغگو لعنت.

محمد بن عبدالوهاب بعد از 700 سال برای اینکه از قافله عقب نماند و عناد خود را با امیرالمؤمنین ثابت کند و دفاعی از بنی امیه داشته باشد می‌گوید :

وأما الزیادة فلیست فی الحدیث وسئل عنها الإمام أحمد فقال ، زیادة کوفیة ، ولا ریب أنها کذب

شکی نیست که این دروغ است.

مسائل لخصها الإمام محمد بن عبد الوهاب ـ ج 1 ـ ص 154

که البته برای بینندگان کاملا واضح و روشن است چون اگر واقعا این عبارت را تسلیم بشوند که نبی مکرم فرموده است و عاد من عاداه ، خدایا دشمن باش کسی که با علی دشمن شد خوب نمی توانند عمل صحابه را در جنگ جمل ، صفین ، نهروان و غیره توجیه کنند و ناگزیر هستند که صورت مسئله را پاک کنند.

عزیزان ملاحظه می‌کنند که ابن حجر هیثمی می‌گوید : حدیث چهارم که :

من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

می گوید :

رواه عن النبی صلى الله علیه وسلم ثلاثون صحابیا

30 نفر از صحابه این روایت را نقل کردند.

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ـ ج 2 ـ ص 355

حالا این 30 نفر از صحابه برای ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب حجت نبوده و حتما منتظر بوده است که ملکی از آسمان ورقی برای او بیاورد و در آن نوشته باشد که همچین برنامه ای است .

عجلونی که یکی از علمای بزرگ اهل سنت است می‌گوید :

من کنت مولاه فعلی مولاه  رواه الطبرانی وأحمد والضیاء فی المختارة عن زید بن أرقم وعلی وثلاثین من الصحابة بلفظ

که ملتزم است فقط روایات صحیح را نقل کند از زید بن ارقم و علی و 30 نفر از صحابه نقل کردند آن هم با لفظ :

اللهم وال من والاه وعاد من عاداه

بعد می‌گوید :

فالحدیث متواتر أو مشهور

این حدیث یا متواتر است یا حداقل مشهور است.

کشف الخفاء ـ ج 2 ـ ص 2591

حالا بینندگان عزیز شما خودتان قضاوت کنید ما اصلا اظهار نظر نمی کنیم که بگوییم چیست ، اون حرف آقای ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب و این هم حرف 2 نفر از شخصیت های بزرگ اهل سنت.

       مجری :

آیا در بین علمای بزرگ اهل سنت قبل از آقای ابن تیمیه که در قرن 8 بودند آیا کسی هست که جمله اللهم وال من والاه را نقل کرده باشد؟

      استاد قزوینی :

ببینید شاید بعضی از عزیزان بگویند ابن حجر هیثمی 2-3 سال بعد از ابن تیمیه بود و او را ندیده و فرصتی نداشته است چون به قدری برای کارهای خلاف و ایجاد فتنه میان امت اسلام تلاش می‌کرده که فرصتی نبوده که کتابها را ببیند.

یا عجلونی مثلا نزدیکه 600 سال بعد از ابن تیمیه بوده، عزیزان من دوست دارم یک مقدار دقت کنند من یک آماری خیلی فشرده بیان می‌کنم ببینید که کسانی که قبل از ابن تیمیه این را نقل می‌کنند :

ابن ابی شیبه متوفای 235 است و استاد بخاری هم هست که در کتاب المصنف جلد 2 صفحه 682 و جلد 6 صفحه 668 در نشر مکتبه رشد ریاض نقل کرده است.

احمد بن حنبل امام حنبلی ها متوفای 241 هم در مسند خود جلد 1 صفحه 18 و هم در فضائل الصحابه جلد 2 صفحه 610 نقل می‌کند.

ابن ماجه قزوینی متوفای 275 در سنن خود جلد اول صفحه 43 این را نقل می‌کند.

جناب بزار متوفای 292 در کتاب البحر الزخار که مسند بزار معروف است جلد 10 صفحه 210 چاپ خود مدینه منوره نقل می‌کند.

جناب نسائی متوفای 303 در سنن کبری که از صحاح سته است جلد 5 صفحه 45 نقل می‌کند.

ابویعلی موصلی متوفای 307 در مسند خود جلد 1 صفحه 428 نقل می‌کند.

جناب امام طحاوی که از استوانه های فقهی ، رجالی ، کلامی اهل سنت است و همه او را قبول دارند در شرح مشکل الآثار جلد 5 صفحه 18 و 19 نقل می‌کند.

ابن حبان متوفای 354 در صحیح خود جلد 5 صفحه 375 نقل می‌کند.

جناب طبراین متوفای 360 در معجم کبیر جبد 5 ص 166 نقل می‌کند.

حاکم نیشابوری متوفای 405 در مستدرک جلد 3 صفحه 118 نقل می‌کند.

جناب ثعلبی در تفسیر خود جلد 4 صفحه 126 نقل می‌کند.

جناب جرجانی در کتاب الآمالی الخمیسیه که به نام کتاب امالی است جلد 1 صفحه 192 نقل می‌کند.

ابن عساکر متوفای 571 در تاریخ دمشق جلد 42 صفحه 209 نقل می‌کند.

ابن اثیر جزری متوفای 630 در اسد الغابة که از کتاب های تراز اول اهل سنت است جلد 3 صفحه 484 نقل می‌کند.

جناب ضیاء الدین مقدسی متوفای 643 در کتاب احادیث المختارة که همه شهادت دادند که صحیح ترین روایات را در این کتاب آورده است و از روایات غیر صحیح استفاده نکرده است جلد 2 صفحه 106 نقل کرده است.

من به عنوان نمونه 15 نفر از شخصیت های تراز اول اهل سنت قبل از ابن تیمیه را بیان کردم ، آیا آقای ابن تیمیه این ها را دیده است که گفته است :

فلا ریب انه کذب

اصلا شکی نداریم که این دروغ است.

منهاج السنة النبویة ـ ج 7 ـ ص 319

پس این آقایانی که این روایت را نقل کردند هیچکدام توجهی نکردند و آن را نقل کردند ، مخصوصا که ضیاء الدین مقدسی را خود ابن تیمیه می‌گوید :

کتاب المختاره به مراتب صحیح تر و معتبر تر از مستدرک الصحیحین است.

البته این ها را یا ندیده یا دیده است به قول معروف اگر :

فان کنت لا تدری فتلک مصیبة

اگر می‌دانی اینها را مصیبت است.

وان کنت تدری فالمصیبة اعظم

و اگر هم نمی دانی که مصیبت بزرگ تر است.

منهاج السنة النبویة ـ ج 7 ـ ص 253

این واقعا خیلی واضح و روشن است.

       مجری :

آیا این کسانی را که ذکر کردید، اذعان به صحت این روایت هم داشتند؟

      استاد قزوینی :

قبل از اینکه جواب شما را بدهم ، بعضی از بزرگان، باب مستقلی در کتاب خود اختصاص داده اند :

 باب دعاء النبی لمن والاه علی بن ابی طالب و دعاءه علی من عاداه

که اصلا یک باب مستقلی است.

شما ببینید ابن حبان متوفای 154 باب :

دعاء المصطفى بالولایة لمن والى علیا والمعاداة لمن عاداه

باب ذکر دعای پیامبر به ولایت برای کسی که علی را دوست داشته باشد و دشمنی کسی که علی را دشمن بدارد.

صحیح ابن حبان ـ ج 15 ـ ص 375

و قضایای روایت ابو الطفیل را نقل می‌کند که امیرالمؤمنین در رحبة مردم را قسم داد که آیا در غدیر خم چیزی شنیدید؟ اگر شنیدید بیان کنید که 30 نفر یا به تعبیر مسنداحمد

ناس کثیر

جمعیت زیادی بلند شدند و شهادت دادند که ما در غدیر خم این قضیه را شنیدیم.

بعد روای می‌گوید برای من شبهه بود که این همه جمعیت نقل کردند که آیا صحت دارد ؟ رفتم پیش زید بن ارقم گفتم همچین اتفاقی افتاد و امیرالمؤمنین صحابه را شهادت داد ، آیا واقعا صحابه راست گفتند ؟ زید بن ارقم گفت :

قَدْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ

ما شنیدیم از پیامبر در غدیر خم که فرمود :

من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال عاداه

صحیح ابن حبان ـ ج 15 ـ ص 376

جناب ابوبکر آجری متوفای 360 که هم دوره با طبرانی است که می‌گوید :

ذکر دعاء النبی لمن والى علی بن أبی طالب رضی الله عنه ، وتولاه ، ودعائه على من عاداه

پیامبر دعا کرد برای کسی که علی را دوست داشته باشد و نفرین کرد بر کسی که علی را دشمن بدارد.

الشریعة ـ ج 4 ـ ص 2049

ایشان هم این قضیه را در کتاب الشریعة جلد 4 صفحه 2049 چاپ ریاض نقل کرده است.

هر دوی اینها هم قبل از ابن تیمیه بودند و نزدیک به 200-300 سال قبل از ابن تیمیه زندگی می‌کردند که باب مستقلی برای بخش دوم حدیث غدیر در کتب خود بیان کردند ولی متاسفانه من نمی دانم این آقا چه مشکلی داشته است.

باید بعضی از آقایان کارشناسانی که در مواد مخدر تخصص دارند کارشناسی کنند هر چقدر هم هزینه آن شود پرداخت می‌کنیم و بررسی کنند که روزی که ابن تیمیه این حرف را گفته است چه چیزی مصرف کرده است.

اما در مورد سوال حضرت عالی که آیا علمایی که نقل کردند اعتراف به صحت آن هم کردند یا نه :

طحاوی متوفای 321 از زید بن ارقم نقل می‌کند :

من کنت وَلِیَّهُ فَهَذَا وَلِیُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ قال أبو جَعْفَر فَهَذَا الْحَدِیثُ صَحِیحُ الإِسْنَادِ لاَ طَعْنَ لأَحَدٍ فی أَحَدٍ من رُوَاتِهِ

کسی حق ندارد کوچکترین اشکالی در سند روایت بگیرد.

شرح مشکل الاثار ـ ج 5 ـ ص 18

نسبت به شرح حال جناب آقای طحاوی بگویم که :

ذهبی در رابطه با او دارد که :

الإمام العلامة الحافظ الکبیر محدث الدیار المصریة

این هم شرح حال جناب آقای طحاوی

سیر أعلام النبلاء ـ ج 15 ـ ص 27

حاکم نیشابوری همین قضیه را :

اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وذکر الحدیث بطوله هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین

این حدیث هم شرائط صحیح مسلم را دارد و هم صحیح بخاری.

المستدرک على الصحیحین ـ ج 3 ـ ص 4576

ذهبی در رابطه با حاکم نیشابوری می‌گوید :

الحاکم الحافظ الکبیر امام المحدثین

پیشوای محدثین است

تذکرة الحفاظ ـ ج 3 ـ ص 962

ابن خلکان می‌گوید :

إمام أهل الحدیث فی عصره

امام اهل حدیث در عصر خود بوده است

والمؤلف فیه الکتب التی لم یسبق إلى مثلها

تالیفاتی و کتابهایی نوشته است که بی سابقه و بی نظیربوده است.

وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ـ ج 4 ـ ص 280

جناب زرکلی وهابی که بزرگ خدمت کننده به وهابیت است می‌گوید :

وهو من أعلم الناس بصحیح الحدیث

از عالم ترین انسانها به حدیث صحیح آقای حاکم نیشابوری است .

الأعلام - خیر الدین الزرکلی - ج 6 ـ ص 227

ابو طاهر ضیاء الدین مقدسی متوفای 643 همین قضیه را نقل می‌کند که :

اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره اسناده صحیح

الأحادیث المختارة ـ ج 2 ـ ص 106 - 107

شرح حال آقای مقدسی :

ذهبی می‌گوید:

الإمام العالم الحافظ الحجة

در خانه کس است یک حرف بس است

تذکرة الحفاظ ـ ج 4 ـ ص 1129

سیوطی می‌گوید ضیاء الدین محمد بن عبدالواحد

جمع کتابا سماه المختارة التزم فیه الصحة

در این کتاب ملتزم شده است که فقط روایات صحیح را نقل کند

وذکر فیه أحادیث لم یسبق إلى تصحیحها

روایاتی در اینجا است که قبل از ایشان کسی به این شکل در تصحیح احادیث سبقت نگرفته.

تدریب الراوی ـ ج 1 - ص 144

اینها نمونه هایی بود که از علمای قبل از ابن تیمیه 15 نفر را آوردیم و تعدادی از اینها هم آمدند گفتند که این روایت صحیح است و بعضی هم آمدند یک باب مستقل و مجزا برای این روایت آوردند.

باید گفت : مردم قضاوت با شما.

         مجری :

مردم قضاوت با شما

آیا انکار ابن تیمیه در علمای بعد از او هم تأثیر گذاشته است یا نه ؟ آیا آنها منکر شده اند یا آنها هم تایید کردند ؟

   استاد قزوینی :

اتفاقا نه تنها تاثیر نگذاشته ما آمار زیادی داریم که بزرگان و استوانه های رجالی و حدیثی اهل سنت بعد از ابن تیمیه هم این مطالب را در کتب خود با کمال افتخار نقل کردند :

جناب آقای مزی که از علمای بزرگ اهل سنت است و بعضی هم می‌گویندکه شاگرد ابن تیمیه بوده است ایشان در تهذیب الکمال جلد 11 صفحه 90 و 100 همین روایت :

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه را نقل کرده اند.

ذهبی که رفیق جون جونی ابن تیمیه بوده حالا نمی دانم شاگرد او بوده یا نبوده؛ چون موقعیت ذهبی خیلی بالاتر از ابن تیمیه است در تاریخ الإسلام جلد 3 صفحه 631 نقل کرده است.

جناب زیلعی متوفای 762 در تخریج الآحادیث جلد 2 صفحه 234 نقل می‌کند.

جناب یافعی در مرأة الجنان جلد 1 صفحه 109 نقل می‌کند.

ابن کثیر دمشقی که خیلی می‌بالد به ابن تیمیه و خیلی از او دفاع آنچنانی می‌کند هم در سیره نبویه اش جلد 4 صفحه 416 و هم در البدایة جلد 5 صفحه 209 نقل می‌کند.

جناب هیثمی متوفای 707 در مجمع الزوائد جلد 9 صفحه 107 نقل می‌کند.

ابن حجر عسقلانی در المطالب العالیة جلد 16 صفحه 97 نقل می‌کند.

جناب ثعالبی در الجواهر الحسان جلد 4 صفحه 92 نقل می‌کند.

جناب سیوطی در در المنثور جلد 3 صفحه 105 نقل می‌کند.

در جامع الأحادیث ج 4 صفحه 400 و  در تاریخ الخلفاء جلد 16 صفحه 270 نقل می‌کند.

ابن حجر هیثمی در صواعق المحرقة جلد 1 صفحه 106 نقل می‌کند.

متقی هندی در کنز العمال جلد 5 صفحه 114 نقل می‌کند.

جناب حلبی در سیره اش جلد 3 صفحه 336 نقل می‌کند.

آقای عجلونی متوفای 1162 در کتاب خود جلد 2 صفحه 161 نقل می‌کند.

آلوسی در روح المعانی جلد 6 صفحه 195 ایشان هم نقل می‌کند.

خوب 15 نفر هم از بزرگان اهل سنت همگی بعد از ابن تیمیه آمدند و این قضیه را نقل می‌کنند.

این ها همه نقل کردند بدون کوچکترین مسئله ای.

     مجری :

آیا این ها به صحت این روایت اعتراف دارند یا نه ؟

     استاد قزوینی :

ذهبی ، ابن کثیر دمشقی همین عبارت را نقل می‌کنند :

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

بعد می‌گوید :

قال شیخنا أبو عبد الله الذهبی وهذا حدیث صحیح.

البدایة والنهایة ـ ج 5 ـ ص 209

سیره نبویة ـ ج 4 ـ ص 416

ذهبی که در مورد او شخصیت او صحبت کردیم.

خود ابن کثیر دمشقی بعد از اینکه در سیره نبویة جلد 4 صفحه 416 نقل می‌کند می‌گوید :

وهذا إسناد جید.

آقای هیثمی در مجمع الزوائد همین عبارت را نقل می‌کند و می‌گوید :

و رجال احمد ثقاة.

و در جای دیگر نقل می‌کند از زید بن بثیع که :

رواه البزار ورجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة وهو ثقة.

مجمع الزوائد ـ ج 9 ـ ص 105

ابن حجر مکی این قضیه را نقل میکند و می‌گوید 30 نفر از صحابه این عبارت را نقل کردند و بسیاری از این سندها یا صحیح است یا حسن است .

الصواعق المحرقة ـ ج 2 ـ ص 353

عاصمه مکی همین مطلب را می‌گوید :

ولفظه عند الطبرانی بسند صحیح

سمط النجوم العوالی ـ ج 2 ـ ص 379

جناب عجلونی در کشف الخفاء می‌گوید:

اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحدیث متواتر أو مشهور.

کشف الخفاء ـ ج 2 ـ ص 2591

البانی که به قول آقایان بخاری دوران است و متوفای 1420 است می‌گوید :

من کنت مولاه فهذا مولا اللهم وال من والاه و عاد من عاداه .... إسناده صحیح على شرط البخاری.

آقایان ببینند و مقایسه کنند حرف ناصبانه ابن تیمیه را با این مدارکی که ما آوردیم یعنی از اول تا آخر کتاب منهاج السنة همین است؛ یعنی شما هر موردی نسبت به امیرالمؤمنین را که جسارت می‌کند اگر با سخنان اهل سنت مقایسه کنید همین است .

بعد ایشان بعد از حدود یک صفحه و خرده ای می‌گوید :

وللحدیث طرق کثیرة.

تا آنجایی که می‌گوید :

و قد ذکرت و خرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الکلام على أسانیدها بصحة الحدیث یقینا.

السلسلة الصحیحة المجلدات الکاملة ـ ج 4 ـ ص 249

می گوید من تمام سند های آن را به اندازه ای که برایم مقدور بود آوردم ، کسی به این سندها اطلاع داشته باشد ، سندها را تحقیق کند یقین پیدا می‌کند بر صحت این حدیث.

ولی ابن تیمیه می‌گوید :

فلا ریب انه کذب

اصلا شکی نداریم که این دروغ است.

منهاج السنة النبویة  ـ ج 7 ـ ص 319

   مجری :

آیا علمای اهل سنت آمدند در خط ابن تیمیه و آن را به صراحت رد و تکذیب کنند یا نه ؟

   استاد قزوینی :

سخن زیبایی است و تیر خلاص است.

ابن حجر مکی در الصواعق المحرقة جلد 1 صفحه 164 وقتی حدیث را مطرح می‌کند و می‌گوید حدیث من کنت مولاه :

حدیث صحیح لا مریة

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ـ ج 1  ـ ص 106

وقول بعضهم

اصلا ارزش هم نداره که بگوید قول ابن تیمیه و این کلمه «بعضهم» معمولا بزرگان به عنوان تحقیر گوینده بیان می‌کنند یا مثلا می‌گویند :

و قال بعض الناس

إن زیادة اللهم وال من والاه الخ موضوعة مردود

آنهایی که گفته اند این جمله جعلی است این حرف ابن تیمیه مردود است

فقد ورد ذلک من طرق صحح الذهبی کثیرا منها

همین اللهم وال من والاه ،از طرق مختلف و سندهای متعدد آمده که بسیاری از آنها را آقای ذهبی تصحیح کرده.

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ـ ج 1 ـ ص 107

خوب بفرمایید این ابن حجر مکی شافعی از علمای بزرگ اهل سنت عملا آمده حرف ابن تیمیه را رد و تکذیب کرده است.

جناب ملاعلی قاری که از علمای بزرگ احناف است می‌گوید :

وقول بعضهم إن زیادة اللهم وال من والاة إلى آخره موضوعة مردود

و این از طرق مختلفی که ذهبی بسیاری از آنها را تصحیح کرده وارد شده است.

جناب برهان الدین حلبی متوفای 1044 ایشان هم می‌گوید:

اینکه آمدند گفتند اللهم وال من والاه، جعلی است این کاملا مردود است و از طرق مختلف آمده است.

السیرة الحلبیة ـ ج 3 ـ ص 336

جالب اینجاست البانی که خدمت گذار حلقه به گوش وهابیت است و بخاری معاصر هم هست که بن باز می‌گوید امام الحدیث است که می‌گوید :

و جملة القول

خلاصه حدیث

أن حدیث الترجمة

این حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

حدیث صحیح بشطریه

حدیث صحیح است هر دو قسمتش

هم من کنت مولاه فعلی مولاه و هم اللهم وال من والاه هر دو قسمتش صحیح است

بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه وسلم

این قسمت اول من کنت مولاه فعلی مولاه متواتر است

کما ظهر لمن تتبع أسانیده و طرقه

خیلی روشن است برای کسی که سند روایت را بررسی کند بعد می‌گوید :

أننی رأیت شیخ الإسلام بن تیمیة

که البته محمد بن محمد بخاری می‌گوید :

من أطلق على ابن تیمیة أنه شیخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق کافر

هرکس به ابن تیمیه بگوید شیخ الإسلام کافر است.

الضوء اللامع ـ ج 9 ـ ص 292

حالا ما کاری نداریم خوب یا بد بیخ ریش صاحبش

ألبانی می‌گوید دیدم شیخ الإسلام :

قد ضعف الشطر الأول من الحدیث

آمده گفته است که من کنت مولاه فعلی مولاه ضعیف است

و أما الشطر الآخر

قسمت دوم حدیث که اللهم وال من والاه است

فزعم

دچار توهم شده و تصور کرده

أنه کذب و هذا من مبالغته الناتجة فی تقدیری من تسرعه فی تضعیف الأحادیث قبل أن یجمع طرقها و یدقق النظر فیها

من احساس می‌کنم ابن تیمیه خیلی با سرعت خواسته مطالب را سر هم کند و تنظیم کند و عقده باطنی خودش رو نسبت به امیرالمؤمنین اظهار کند و آمده با سرعت زیاد احادیث را بدون اینکه سندها را جمع و در آن دقت کند گفته است که این روایت دروغ است.

السلسلة الصحیحة المجلدات الکاملة ـ ج 4 ـ ص 249

شهد شاهد من أهلها

باز هم می‌گوییم : مردم قضاوت با شما...

       بیننده : کامرانی از اصفهان

قبل از اینکه صحبتم را شروع کنم می‌خواستم یک نکته ای را بگویم که من بچه اصفهانم ولی زمان دانشجویی کرمانشاه بودم و همانطورکه اطلاع دارید در آنجا اهل سنت نسبت به شیعیان زیاد هستند و من تقریبا اطلاعات کافی نسبت به عقائد اهل تسنن دارم و می‌خواستم خدمت آقای مراد زهی بگویم که :

صحبت های آقای یزدانی اولا در مورد روایتی بود که در کتب اهل تسنن آمده نه در مورد اعتقاد اهل تشیع و به نظر ما اهل تشیع این گونه روایت در کتب اهل تسنن ناخودآگاه باعث می‌شود که انسان دید بدی پیدا کند و کتابها هم جوری نوشته شود و کسانی که بی طرف هستند آن را نگاه کنند نه کسانی که برای اهل سنت هستند. این یک نکته

دوما توضیحات ایشان به چند دلیل من را قانع نکرد :

اول من آیه 6 سوره احزاب را می‌خوانم که می‌گوید : پیامبر اولی و سزاوار تر به مؤمنان است از خود آنها و زنان پیامبر مادران مؤمنان هستند.

آیه 30 سوره احزاب هم می‌گوید : ای زنان پیامبر از شما هرکس به کار ناروایی دانسته اقدام کند او را 2 برابر دیگران عذاب می‌کنند .

طبق گفته آیه قرآن پس زنان پیامبر هم می‌توانند کار اشتباه بکنند و صرفا به این دلیل که زن پیامبر هستند معصوم نیستند و آنها هم می‌توانند کار ناروا انجام دهند.

آقای سیوطی می‌گوید: ای زنان پیامبر شما مانند دیگر زنان نیستید و مقامتان وسیع تر است اگر خدا ترس و پرهیزگار باشید ، نازک و نرم با مردان سخن نگویید.

هرگاه از زنان رسول چیزی درخواست می‌کنید از پس پرده بطلبید که حجاب برای اینکه دلهای شما و آنان پاک و پاکیزه بماند بهتر است.

این همه اش مال سوره احزاب بود و این گونه نیست مال سوره هایی باشد که قبل از سوره مادران مؤمنان نازل شده باشد.

یک موضوع خیلی جالبی که اینجا هست این است که زمانی که پیامبر زنده بود خدا به مسلمانان دستور داد که اگر می‌خواهید متاعی بطلبید از پشت پرده بطلبید ، خیلی جالب است شما اگر دقت کنید وقتی که یک زنی که شوهر دارد به قول معروف یک کمی حساسیت روی او کمتر است ولی وقتی شوهرش او را طلاق می‌دهد یا فوت می‌کند باید خیلی حواسش جمع باشد چون کوچکترین حرکتش باعث سوء ظن می‌شود.

این آیه 53 یک نکته دیگر هم می‌گوید که :

همان موقع مردمی بودند و مسلمانانی بودند که نسبت بدی به زنان پیامبر داشتند و الا دلیل نداشت که این آیه نازل شود، یعنی پیامبر زنده بوده و مقام ایشان را می‌دیدند ، معجزات او را می‌دیدند و باز هم با این وجود نظر سوء داشتند.

حالا چطور می‌شود که به صرف اینکه آیه قرآن نازل شده و می‌گوید عایشه ام المؤمنین است رعایت کنند چون ما وقتی ام المؤمنین شد ما هیچ نظر سوئی نداریم.

      مجری :

پس صحبت های ایشان شما را قانع نکرد.

    بیننده:

نه قانع نکرد ، و یک نکته دیگر هم که گفتند این بود که : شخصی که به خانه عایشه آمد پیرمرد بود و زمان حجاج فوت کرد ، خیلی جالب است من سالی را که حجاج به قدرت رسیده است را نتوانستم پیدا کنم ولی سالی که مرد سال 90 بود و تا آن زمان هم حکومت بود که فکر کنم 15سال حکومت کرد ، یعنی ما می‌گیریم که بین 80 تا 90 حکومت کرد یعنی ایشان بین 70 تا 90 فوت کرده در حالی که عایشه سال 58 فوت کردند یعنی ایشان حداقل هم سن خانم عایشه بودند. درسته ؟

ایشان صحبت هایشان من را قانع نکرد ، من شرمنده ام که مطلبم به برنامه امشب ربطی نداشت و چون مرور زمان شاملش می‌شد خیلی هم تماس گرفتم که متاسفانه نتوانستم وصل شوم و به این خاطر امشب در این رابطه صحبت کردم.

       بیننده : جواد از تهران

آقای محسنی من چون نوشتم از روی نوشته می‌خوانم ، اول معرفی کنم که ما یک جمعی هستیم و کارگر ساختمانی هستیم که یک هیئتی داریم و با همکاران خود به مباحث امامت و قرآن و مهدویت می‌پردازیم و 2 سالی که مصادف شده است با برنامه های شما دیدیم بهتر است که بعد از جلسه قرآن برنامه شما را ببینیم که هم زمان است با برنامه قضاوت با شما.

       مجری :

چند نفر هستید ؟

         بیننده :

حدودا 40 نفر هستیم

    مجری :

بعد از برنامه 2 شب قبل آقای مراد زهی هر کدام یک سوالاتی در ذهنشان پیش آمد که ما آنها را جمع آوری کردیم و 2 سوال کردیم و حالا چون از روی نوشته می‌خوانم یکی را باید حاج اقا جواب بدهد یکی را هم جناب مرادزهی تو رو خدا جواب بدهد.

چون سوادمان هم کم است ممکن است ادبیات خوبی هم نباشد ، از جناب آقای مولوی مرادزهی سوال چند وجه داریم که بر فرض مثال استاد یزدانی در دارالعلوم آمد و توجیه شد ذهن 400 میلیون و میلیونها جوان سنی دیگر را باید چگونه آگاه کنند ؟ بهتر نیست علمای دارالعلوم و همین شبکه ها زحمت بکشند و همه را آگاه نمایند.

نگویید بیش از هزار است حداقل عمر 50 ساله خود را تعبدا طبق فرمایش مراجع خود ما دامن جناب عایشه را پاک دانستیم اما جواب سوالهایی که در ذهن ما پیدا می‌شود و هنوز نیافته ایم خواهشمندیم به جای دارالعلوم و حوزه علمیه قم در همین شبکه به صورت علمی جواب داده شود مثلا طبق احادیث کتب شما مقایسه کردن مردان توسط جناب عایشه صلاح نیست که همه ببینند مگر حدیثی جعل شود که اصحاب پیامبر شلوار نمی پوشیدند.

یا چه ضمیر بارزی در خانه ایشان بود که مردان که وارد می‌شدند محتلم می‌شدند ؟ و امثال این گونه سوال ها.

خواهشمندیم در صورت یافتن پاسخ حتما مستند و علمی باشد نه پاسخ های آبکی و بی اساس.

این سوالی بود که از آقای مرادزهی داشتیم.

سوالی که از حاج آقای قزوینی مجموع هیئت دارند این است که با توجه به اینکه ما معتقدیم جنگ جمل و ادامه آن در صفین توسط جناب عائشه به پا شد و باعث کشته شدن 110 هزار نفر از جمله تعداد زیادی از صحابه و کشته شدن صحابه جلیل القدری مانند عمار یاسر رحمة الله گردید و طبق آیات قرآن کسی که مؤمنی را بکشد باید قصاص شود و در عذاب شدید الهی قرار گیرد.

و یا اینکه اگر آیه :

النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره احزاب ـ آیه 6

نازل نمی شد طبق نظر تمام مذاهب اسلامی زن بابا که همین جناب عایشه به امام حسن علیه السلام سبط نبی گرامی اسلام مادر بوده و الا نمی شود که همه مذاهب این را قبول دارند حتی اگر این آیه نازل نمی شد ، پس چطور این مادر دستور تیر باران جنازه بچه خود را داد؟

یا گناه اینها که به مراتب بیشتر از گناه این است که یک بیوه ای یک خیانتی را کند که جرمش 80 ضربه شلاق است یا مثلا گناه قتیلة دیگر همسر پیامبر اینها را ما هیچ کدام توهین به ساحت مقدس پیامبر نمی دانیم در صورتی که گناه کشتار مسلمانان کمتر از 80 ضربه شلاق نیست.

مورد دیگر اینکه با اینکه ما به حرف های ایشان واقعا ایمان داریم ولیکن اگر حدیث هم باشد بنده بی سواد از محضر شما این را رد می‌کنم که چطور می‌شود بنی امیه برای عایشه بیایند و حرف در بیاورند و احادیث این جوری برای عایشه در بیاورند پس چرا برای ام سلمه این احادیث را نساختند ؟

اگر حاج آقا یک توضیح مستند دارند بیان بفرمایند ، اگر بنی هاشم دشمنی با پیامبر داشتند یقینا سراغ ام سلمه و ام ابراهیم و دیگر زنان پیامبر می‌رفتند ، حاج آقا با چه مستندی دامان عایشه را پاک می‌دانند ؟ در صورتی که بزرگترین علمای ما بر این اذعان دارند.

خیلی عذر می‌خوام از ادبیاتم چون بی سواد هستم و اگر تندی بود خیلی خیلی عذر می‌خواهم.

    استاد قزوینی :

من شب جمعه هم اشاره کردم ، 2 تا مساله هست که در این 2 مساله علمای شیعه اتفاق نظر دارند و اگر یک آدمی در گوشه کناری یک حرفی بزند به حساب مذهب شیعه نیست.

اول ام المؤمنین بودن است که ازدواج با او حرام است ، حتی گفتیم اگر مثلا جناب عایشه و ام سلمه و دیگر همسران پیامبر بیایند اینجا ما هیچکداممان نمی توانیم به صورت و به سر برهنه او نگاه کنیم یعنی آنطور که به مادرمان محرم هستیم به آنها نمی توانیم حتی جواز نظر را اثبات نمی کند.

دوم مساله نسبت نادرست و فحشاء است که ما این را توهین به نبی مکرم می‌دانیم و اگر چنانچه یکی از اجداد ما از دنیا رفته است ما بشنویم بعد از جدمان مادر بزرگمان مثلا همچنین مساله ای بوده باشد به غیرتمان بر می‌خورد و اصلا این را نادرست می‌دانیم تا چه رسد که به نبی مکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، خوب بعضی ها متوجه نیستند یا واقعا نمی فهمند که این مطالب را مطرح می‌کنند که این را واقعا توهین به نبی مکرم می‌دانیم.

ما در رابطه با این 2 قضیه نظرمان را گفتم و آن شب هم جناب مولوی مراد زهی هم تعبیرش این بود که من از صحبت های فلانی قانع شدم و حرف درستی است و شکی نیست که نه تنها من بلکه بزرگان شیعه بر این عقیده هستند که زنان انبیاء از هرگونه تهمت فحشاء مبراء هستند.

اما در رابطه با کارهای دیگری که از عایشه سر زده است ما گفتیم با این شبکه های وهابی کار نداریم چون آنها نه منطق دارند نه حرفی بلد هستند و نه سوادی دارند یک جمله ای که ما می‌گوییم می‌گویند شما کافر شدید ، مشرک شدید ، شنیدم این آقای کارشناس مواد مخدر کارشناسی دیگری هم در کارخانه ارتداد سازی راه انداختند و نسبت به آقای یزدانی جسارت هایی کردند.

اشکالی ندارد که شخصی 7-8 تا تخصص داشته باشد و در اینجا هم این آقا مدرک تخصص گرفتند حتما آن زمانی که با طالبان شیعه ها را می‌جنگیدند و می‌کشتند آنجا این تخصص را گرفته باشد.

ولی یک دفعه بحث بحث علمی است ما می‌گوییم جناب مولوی مراد زهی بحث علمی فقط بدون کوچکترین اهانت و جسارت ، ما سوال های متعددی داریم و دوست داریم این سوالات در یک محفل علمی کاملا دوستانه مطرح شود و اینها جواب بدهند و ما هم هیچ قضاوت نمی کنیم ، مردم حرف و سوال ما را بشنوند جواب این عزیزان را هم بشنوند و خودشان قضاوت کنند.

ما خودمان الان در جاهای مختلف می‌رویم در دانشگاه ها و غیره ، معمولا حتی از جوان های اهل سنت می‌آیند و از ما سوال می‌کنند.

ما در همین دانشگاه تهران در شعبه قم جلسه ای داریم که در آنجا بیش از دویست و خرده ای دانشجو که اکثرا دانشجوهای نخبه کشوری هستند که بعد جلسه دانشجوهای سنی می‌آیند یک سری سوالاتی از ما می‌کنند و بنده بارها گفتم و دوستان شاهدند که گفتم بنده جوابگو نیستم و شما این ها را از علمای خودتان سوال کنید.

و اگر هم لازم باشد من حاضرم یک روزی از همین عزیزان دانشجویی که در خود قم هستند یک روزی بیاوریم در استودیو بنشانیم این آقایان اینجا سوال بکنند و عزیزان اهل سنت ما بیایند منطقی حرف بزنند و خود این دانشجوی سنی ببینیم قانع می‌شود یا نمی شود و ما هم اصلا به هیچ وجهی اظهار نظر نمی کنیم.

و لذا روی این قضایا ما برای اینکه ساحت مقدس نبی مکرم را منزه کنیم و غیره و آقایان اهل سنت هم احساس نکنند ما خدایی نکرده قصد اهانت و جسارت داریم ، می‌گوییم در دوران بنی امیه غالب این روایاتی که درست شده است مانند جناب ابن نفتویه که از علمای بزرگ اهل سنت است که می‌گوید : تمام این روایاتی که در فضائل خلفا درست شده است زمان بنی امیه این ها جعل و ساخته ش

/ 0 نظر / 16 بازدید